تبلیغات
مرد پارسی - مطالب مهر 1388

مرد پارسی

گفتارنیک پندارنیک کردارنیک

وصیت كوروش بزرگ

دوشنبه 20 مهر 1388 07:38 ب.ظ

نویسنده : آرش صالح وند

1.     آخرین گفتار کـــــورش کبیــــــر ، شاهنشاه بزرگ ایران و ملل گوناگون ، از کتاب کورش نامه ، اثر گزنوفون تاریخ نویس یونانی :
در طول مدت پادشاهی پر افتخار کورش کبیر او هفت بار سرتاسر امپراتوری خود را سر کشی کرد ، با توجه به وسعت کشورهای تحت کنترل کورش ، هر سرکشی ماهها به طول می انجامید . او پس از مراجعت از آخرین دیدار از سرزمینهای پارس بر طبق عادات همیشگی ، به پرستش اهورامزدا پرداخت و قربانیان در این راه فدا کرد . او در واپسین روزهای عمر خود رو به فرزندان خود چنین گفت :[ من در طول مدت عمر خود هر آرزویی که داشتم برآورده شد ، دست به هر کاری که زدم پیروز شدم . دوستان و یارانم از تدبیر من برخوردار بودند . دشمنانم جملگی فرمانم را با رقبت گردن نهادند . قبل از من وطنم سرزمین کوچک و گمنامی بود که هر سال مورد تاخت و تاز و تجاوز قرار میگرفت و حالا درآستانه مرگ من ، آنرا بزرگترین و مقتدرترین و شریف ترین کشور آسیا به دست شما میسپارم . من به خاطر ندارم در هیچ جهادی برای عزت ، سربلندی و کسب افتخار برای ایران زمین مغلوب شده باشم . جمله آرزوهایم برآورده شد و سیر زمان پیوسته به کام من بود . اما از آنجا که از شکست در هراس بودم ، خود را از خودپسندی و غرور بر حذر داشتم . حتی در پیروزیهای بزرگ خود ، پا از اعتدال بیرون ننهادم . حال که مرگ من نزدیک است خود را بسی خوشبخت میدانم زیرا : فرزندانی که خداوند بر من عطا فرمود همگی سالم و در عین حال عاقل هستند و وطنم ایران از همه جهات مقتدر و پرشکوه می باشد و آیندگان مرا مردی خوشبخت و کامیاب خواهند شمرد .  من پیوسته معتقد هستم که روح انسان پس از خروج از کالبد خاکی ، محو و فناپذیر نمی گردد . مرگ چیزی است شبیه به خواب . در مرگ است که روح انسان به ابدیت می پیوندد و چون از قید و علایق آزاد میگردد به آتیه تسلط پیدا میکند و همیشه ناظر اعمال ما خواهد بود پس اگر چنین بود که من اندیشیدم به آنچه که گفتم عمل کنید و بدانید که من همیشه ناظر شما خواهم بود ، اما اگر این چنین نبود آنگاه  ازخدای بزرگ بترسید که در بقای او هیچ تردیدی نیست و پیوسته شاهد و ناظر اعمال ماست . از کژی و ناروایی بترسید .اگر اعمال شما پاک و منطبق بر عدالت بود قدرت شما رونق خواهد یافت ، ولی اگر ظلم و ستم روا دارید و در اجرای عدالت تسامح ورزید ، دیری نمی انجامد که ارزش شما در نظر دیگران از بین خواهد رفت و خوار و ذلیل و زبون خواهید شد . من عمر خود را در یاری به مردم سپری کردم . نیکی به دیگران در من خوشدلی و آسایش فراهم می ساخت که از همه شادی های عالم برایم لذت بخش تر بود . دیگر بس است ، پس از مرگ بدنم را مومیای نکنید و در طلا و زیور آلات و یا امثال آن نپوشانید . زودتر آنرا در آغوش خاک پاک ایران قرار دهید تا ذره ذره های بدنم خاک ایران را تشکیل دهد . چه افتخاری برای انسان بالاتراز اینکه بدنش در خاکی مثل ایران دفن شود . ]
این خلاصه ای از آخرین گفتار کورش کبیر بود که دقایقی خود من را به ریختن اشک واداشت . بله او در ۲۵۰۰ سال پیش حجت را بر ایرانیان تمام کرد و تمام ناگفته های عالم و نیکی ها  را بازگو کرد . مقداری هم در باره گزنوفون میگویم تا کسانی که با این شخصیت آشنایی ندارند ، کم و بیش آشنا شوند .
گزنوفون در سال ۴۴۵ قبل میلاد در ارخیوس یونان متولد شد . گزنوفون و افلاطون از شاگردان سقراط بودند . گزنوفون با جوانی دوست بود که آن جوان دوست کورش صغیر ، برادر اردشیر دراز دست بود و این دوستی موجب گردید ، با توجه به آنکه گزنوفون از جنگهای خانوادگی آتن به تنگ آمده بود به مشرق زمین و ایران سفر کند و به تحقیق پرداخت و تاریخ زمان خود را به رشته تحریر در آورد و از آنجا که زندگی کورش در آن زمان ، زبان زد خاص و عام بود کتابی را به نام کورش نامه در شرح حال زندگی کورش کبیر به رشته تحریر در آورد . که هم اکنون یکی از کتابهای مرجع تاریخی می باشد.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

تخت جمشید

دوشنبه 20 مهر 1388 07:27 ب.ظ

نویسنده : آرش صالح وند

گفت و شنود قابل ملاحظه نخس


 
 

تگفت و شنود قابل ملاحظه نخسین سفیر ایران در حبشه با امپراتور این كشور

با طلوع دولت هخانشی كه به وسیله كوروش کبیر پارسی از خاندان معروف بنیاد گردید (حدود 550 ق.م) ، ایران در صحنه تاریخ جهانی نقش فعال و تعیین كننده أی یافت . همچنین ، این دولت منشاء و مركز یك تمدن و فرهنگ ممتاز آسیایی و جهانی دنیای باستان شناخته شد. 

كوروش کبیر، پادشاه سرزمین انشان (انزان ، در حدود شوش نواحی ایلام جنوبی) و سر كرده سلحشور و محبوب طوایف پارسه (پارس) كه قلمرو او و پدرانش در آن ایام تابع حكومت پادشاهان خاندان دیااكو محسوب می شد، با شورش بر ضد آستیاگ و پیروزی بر او ، هگمتانه (اكباتان ، همدان) را گرفت (549 ق.م.). وی، خزاین و ذخایر تختگاه ماد را هم وفق روایت یك كتیبه بابلی ، به " انشان " برد و سرانجام به فرمانروایی طوایف ماد در ایران خاتمه داد. 

غلبه سریع او بر قلمرو ماد كه بلافاصله بعد از سقوط همدان تحت تسلط او در آمد ، در نزد پادشاهان عصر موجب دلنگرانی شد . كوروش برای مقابله با اتحادیه ای كه با شركت لیدیه ، بابل و مصر بر ضد او در حال شكل گرفتن بود ، خود را ناچار به درگیری با آنها یافت . 

پس از آن ، بلافاصله با سرعتی بی نظیر، به جلوگیری از هجوم كرزوس پادشاه لیدیه ، كه با عجله عازم تجاوز به مرزهای ایران بود ، پرداخت . در جنگ ، كرزوس مغلوب شد و ساردیس (اسپرده ، سارد) پایتخت او به دست كوروش افتاد (546ق.م.). این پیروزی ، آسیای صغیر را هم برقلمرو وی افزود (549 ق.م.) اما ، قبل از درگیری با بابل و ظاهرا" برای آنكه هنگام لشكر كشی به بین النهرین مانند آنچه برای هووخ شتره ، پادشاه ماد ، در هنگام عزیمتش به جنگ با آشور پیش آمد، دچار حمله سكاها نشود ، چندی در نواحی شرقی فلات به بسط قدرت و تامین حدود پرداخت . بالاخره ، با عبور از دجله حمله به بابل را آغاز كرد و تقریبا" بدون جنگ آن را فتح كرد (538 ق.م.) با فتح بابل ، سرزمینهای آشور و سوریه و فلسطین هم كه جزو قلمرونبونید- پادشاه بابل -  بود نیز ، به تصرف كوروش در آمد . اما، در گیریهایی كه در نواحی شرقی كشور در حوالی گرگان و اراضی بین دریاچه خزر و دریاچه آرال برای او پیش آمدو ظاهرا" به مرگ او منجر شد (529 ق.م.) ، او را از اقدام به لشكر كشی به مصر ، كه در گذشته با لیدیه و بابل برضد وی هم پیمان شده بودند ، مانع گشت . 

پسرش ، كمبوجیه این مهم را انجام داد (525 ق.م.) وبدین گونه ، مصر و قورنا (سیرنائیك) در شمال آفریقا هم جزو قلمرو هخامنشی ها در آمد و شاهنشاهی پارسی ها به وسعت فوق العاده ای كه در تمام دنیای باستان بی سابقه بود، رسید . بالاخره ، داریوش اول (معروف به كبیر) كه بعد از مدت كوتاهی (521 ق.م.) با ایجاد امنیت ، احداث شبكه های ارتباطی ، وضع قوانین و تنظیم ترتیبات مربوط به مالیات عادلانه ، به این دولت كه در واقع میراث كوروش بود ، تمركز و تحرك واستحكامی قابل دوام بخشید. معهذا ، لشكر كشیهایی كه داریوش در مرزهای غربی و شمال شاهنشاهی كرد وبیشتر ناظر به تامین وحدت و تمامیت آن بود ، در آسیای صغیر و یونان با مقاومتهایی مواجه گردید (499 ق.م.) كه حل آن از طریق نظامی، برای وی ممكن نگشت (490 ق.م.). 

پسرش ، خشایارشا هم كه بعد از او به سلطنت رسید (486 ق.م.) در رفع این مقاومتها (480 ق.م.) كه از عدم تفاهم بین حیات یونانی و اصول حكومت شرقی ناشی می شد، توفیقی حاصل نكرد. حتی بعد از خشایارشا (465 ق.م.) هم . این سوءتفاهم بین ایران با شهرهای یونان مدتها ادامه یافت . 

معهذا جانشینان دیگر داریوش و از جمله كسانی چون داریوش دوم (404 – 423 ق.م.) و اردشیر دوم (358 – 404 ق.م.) كه هیچ یك ذره ای از لیاقت و كاردانی او را هم نداشتند، در حل سیاسی این مساله و حفظ سیادت ایران در نواحی شرقی و مدیترانه ، دچار مشكلی نشدند. حتی شورش مصر بر ضد ساتراپ ایرانی خود (415 ق.م) ، كه یك چند آن سرزمین را از ایران جدا كرد ، و واقعه بازگشت ده هزار چریك یونانی از ایران (401 ق.م.) كه نشانه ضعف نظامی ایران در آن ایام بود، تمامیت شاهنشاهی ایران را متزلزل نكرد . به همین دلیل، نظامات داریوش بزرگ و تدابیر سیاسی بعضی ساتراپهای ایرانی كه مشاوران پادشاهان بودند ، همچنان حافظ وحدت و تمامیت قلمرو هخامنشی باقی ماند. 

این قلمرو وسیع كه از حدود جیحون و سند تا مصر و دریای اژه را در بر می گرفت ، در عهد داریوش شامل تقسیمات اداری منظمی بالغ بر بیست استان (هرودوت) یا بیشتر (كتیبه ها) بود كه در هر استان (خشتره = شهر) یك ساتراپ (خشترپ = خشتروپان = شهربان) به عنوان والی عهده دار امور كشوری بود . با آنكه این والی بر تمام امور مربوط به استان نظارت فایق داشت ، فرمانده پادگان استان و نگهبان ارگ آن تحت حكم وی نبودند . به این ترتیب ، ساتراپ با وجود اقتدار بالنسبه نا محدود ، همواره تحت نظارت پادشاه قرار داشت و فكر یا غیگری برای او ، چندان قابل اجرا به نظر نمی رسد . حكم و اراده پادشاه هم در سراسر این استانها قانون محسوب می شد و مطاع بود . 

اقوام تابع هم با آنكه در ادیان و عقاید و رسوم خود محدودیتی نداشتند، در ضابطه تبعیت از حكم پادشاه، به حفظ وحدت و تمامیت شاهنشاهی متعهد بودند . نمونه این تعهد ، از همكاری آنان در كار بنای كاخ داریوش در شوش پیداست . لوحه های گلی بازمانده از آن پادشاه ، نقش صنعتگران این اقوام و مصالح سرزمینهای آنان را در ایجاد این كاخ به یاد می آورد . 

نام سرزمینهای تابع ، در كتیبه ای متعلق به مقبره داریوش كه در نقش رستم می باشد ، به تفصیل این گونه آمده است : ماد ، خووج (خوزستان) پرثوه (پارت) ، هری ب و (هرات) ، باختر ، سغد ، خوارزم، زرنگ ، آراخوزیا (رخج ، افغانستان جنوبی تاقندهار) ، ثته گوش (پنجاب) ، گنداره (كابل ، پیشاور) ، هندوش (سند) ، سكاهوم وركه ر(سكاهای ماورای جیحون) ، سگاتیگره خود (سكاهای تیز خود ، ماورای سیحون) ، بابل ، آشور ، عربستان ، مودرایه (مصر) ، ارمینه (ارمن)، كته په توك (كاپادوكیه ،بخش شرقی آسیای صغیر)، سپرد (سارد ، لیدیه در مغرب آسیای صغیر)،   یئونه (ایونیا ، یونانیان آسیای صغیر)،   سكایه تردریا (سكاهای آن سوی دریا : كریمه ، دانوب) ،   سكودر (مقدونیه)،   یئونه تك برا (یونانیان سپردار: تراكیه ، تراس)،   پوتیه (سومالی)، كوشیا (كوش  حبشه) ، مكیه (طرابلس غرب ، برقه) ، كرخا (كارتاژ ، قرطاجنه یا كاریه در آسیای صغیر) .  ر
در بین این نامها ، ظاهرا " سرزمینهای هم بود كه ساتراپ جداگانه نداشت و به وسیله ساتراپ استان مجاور یا نزدیك اداره می شد . لوحه أی نیز در شوش به دست آمده است كه به داریوش تعلق دارد و نام كشورهای تابع را – با اندك تفاوت – تقریبا " همانند آنچه در كتیبه نقش رستم او آمده است یاد میكند. فهرست دیگری  را هرودوت (تواریخ 3 : 98 – 89) نقل می كند كه بعضی اطلاعات جالب توجه را كه درباره مقدار وترتیب مالیات این نواحی ، به دست  می دهد . البته ، این اطلاعات معلومات مندرج در كتیبه ها را نیز تكمیل می كند . همچنین ، تجدید نظرهایی را هم كه ظاهرا" گه گاه در تقسیمات اداری كشور می باید پیش آمده باشد ، ارائه می دهد . 

در یك كتیبه مربوط به تخت جمشید نیز كه به نظر می رسد متعلق به مقبره یكی از پادشاهان هخامنشی و به احتمال قوی اردشیر دوم (حدود 358 ق.م.) باشد ، فهرست اقوام تابع شاهنشاهی ، این گونه آمده است : پارسی ، مادی ، خوزی ، پارتی ، هروی ، باختری ، سغدی ، خوارزمی ، اهل زرنگ ، اهل رخج ، ثته گوشی ، گندهاری ، هندی ، (اهل سند) ،سكایی هومه ورك ، سكایی تیز خود ، بابلی ، آشوری ، عرب، مصری ، ارمنی ، اهل كاپادوكیه ، اهل سارد ، پوتی ، كوشی ، كرخایی . اینكه نام اقوام تابع در این ایام كه فقط بیست و هشت سال با كشته شدن داریوش سوم و انقراض هخامنشی ها 330 (ق.م.) فاصله دارد، با آنچه در كتیبه مقبره داریوش در نقش رستم درباره سرزمینهای تابع وی آمده است ، تقریبا" تفاوتی ندارد ، نشان می دهد كه هخامنشی ها تا پایان دوران فرمانروایی وحدت و تمامیت قلمرو خود را حفظ كرده اند . حتی ، قراین حاكی از آن است كه در پایان عهد اردشیر سوم (338 ق.م.) چند سالی قبل از سقوطشاهنشاهی پارس ، دولت هخامنشی به مراتب قوی تر ، منسجم تر و منظم تر از پایان عهد خشایارشا بوده است . 

شكست داریوش سوم (330 – 336 ق.م.) از اسكندر هم – غیر از مهارت جنگی فاتح مقدونی – جدایی قسمتی از سپاه که خود را یونانی می دانستند از سپاه داریوش سوم که منجر به شکست او و  سقوط امپراطوری هخامنشی شد.  

مدت دوام شاهنشاهی هخامنشی ، دویست و سی سال بود. فرمانروایی آنان در قلمرو شاهنشاهی – به خصوص در اوایل عهد – موجب توسعه فلاحت ، تامین تجارت و حتی تشویق تحقیقات علمی و جغرافیایی نیز بوده است . مبانی اخلاقی این شاهنشاهی نیز به خصوص در عهد كسانی مانند كوروش کبیر و داریوش بزرگ متضمن احترام به عقاید اقوام  تابع و حمایت از ضعفا در مقابل اقویا بوده است ، از لحاظ تاریخی جالب توجه است . بیانیه معروف كوروش در هنگام فتح بابل را ، محققان یك نمونه ازمبانی حقوق بشر در عهد باستان تلقی كرده اند . که امروزه بر سر در سازمان ملل، بعنوان کتیبه حقوق بشر نصب شده است.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

کوروش بزرگ در قرآن

یکشنبه 12 مهر 1388 08:18 ب.ظ

نویسنده : آرش صالح وند

نقاشی از روی انسان بالدار بر درگاه یكی از كاخ‌های كوروش بزرگ كه توسط هنرمند گرامی آقای جلیل ضیاءپور ترسیم گردیده است. در این تصویر دوشاخ که از معنای واژهٔ ذوالقرنین برمی‌آید به خوبی نشان داده شده است.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 12 مهر 1388 08:24 ب.ظ

idi

یکشنبه 12 مهر 1388 08:06 ب.ظ

نویسنده : آرش صالح وند

                                parsyman@yahoo.com     




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

فروهر

دوشنبه 6 مهر 1388 07:21 ب.ظ

نویسنده : آرش صالح وند



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 12 مهر 1388 06:52 ب.ظ

وصیت نامه داریوش هخامنشی

یکشنبه 5 مهر 1388 06:37 ب.ظ

نویسنده : آرش صالح وند

هرگزدروغگوو متملق را به خود راه نده

.

سید محمد ایزدیار (ببرمبارز)

اینک که من از دنیا می روم بیست و پنج کشور

جزو امپراتوری ایران است.

 در تمام این کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان در آن کشورها دارای احترام هستند و مردم آن کشورها نیز در ایران محترم شمرده می شوند.

جانشین من خشایارشا باید همانند من در حفظ آن بکوشد و راه نگهداری این سرزمینها این است که، در امور داخلی آنها مداخله نکند و مذهب و شعایر آنان را محترم بشمارد.

 اکنون که من از این جهان می روم، خشایارشا! تو دوازده کرور در یک زر در خزانه سلطنتی داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو است؛ زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست، بلکه به ثروت نیز هست.

 البته به خاطر داشته باش که تو باید به این ذخیره بیفزایی نه اینکه از آن بکاهی.

من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن، زیرا قاعده زر در خزانه این است که در هنگام ضرورت از آن برداشت شود اما در اولین فرصت آنچه برداشتی به خزانه برگردان.

ده سال است که من مشغول انبار ساختن انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم.

من روش ساختن این انبارها را که با سنگ بنا می شود و به شکل استوانه است را در مصر آموختم و چون انبارها پیوسته تخلیه می شود، حشرات در آن به وجود نمی آید و غله بدون اینکه فاسد شود چند سال می ماند.تو باید بعد از من به ساختن انبارهای غله ادامه بدهی تا اینکه همواره آذوقه دو یا سه سال کشور ذخیره باشد.

غله جدید را بعد از اینکه بو جاری شد به انبارها منتقل نما و به این ترتیب تو هرگز برای آذوقه این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشکسالی شود.

هرگز هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مهم مملکتی نگمار و برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافی است؛ چون اگر دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی گماری و آنها به مردم ظلم کند و استفاده نامشروع نمایند و نخواهی توانست آنها را به مجازات برسانی، چون با تو دوست هستند و تو ناچاری که رعایت دوستی را بنمایی.

کانالی را که می خواستم بین رود نیل و دریای سرخ ایجاد کنم، به اتمام نرسیده و تمام کردن آن از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد و تو باید آن کانال را به اتمام برسانی و عوارض عبور کشتی ها از آن نباید آنقدر سنگین باشد که ناخدایان ترجیح دهند که از آن عبور نکنند.

 اکنون قشونی به مصر فرستادم تا اینکه در قلمرو ایران نظم و امنیت برقرار سازد، ولی فرصت فرستادن سپاهی به یونان را ندارم، تو با ارتشی نیرومند به یونان حمله کن و به آنان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه نماید.

 توصیه دیگر من این است که هرگز دروغگو و متملق را به خود راه مده، چون هر دوی آنها افت سلطنتی هستند.

هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط مکن و برای اینکه آنها اخذ مالیات بر مردم مسلط شوند، قانونی وضع کردم که تماس عمال با مردم کم شود؛ اگر این قانون را حفظ کنی آنها تماس زیادی با مردم نخواهد داشت.

 افسران و سربازان را راضی نگه دارو اگر با آنها بد رفتار کنی آنها نمی توانند معادله متقابل کنند، اما در میادین نبرد تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد.

امر آموزش را ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا فهم و عقل آنان فزونی یابد، در این صورت با اطمینان بیشتر می توانی سلطنت نمایی.

 همواره حامی کیش یزدان پرستی باش اما هیچ قومی را مجبور نکن که پیرو کیش تو باشد و پیوسته به خاطر داشته باش که هر کس باید آزاد باشد از هر کیشی که میل دارد، پیروی نماید.

زنهار! هرگز هم مدعی و هم قاضی نشو و اگر نسبت به کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بی طرف آن را بررسی و حکم نماید، زیرا مدعی اگر قاضی شود ظلم خواهد کرد.

هرگز از آباد کردن دست برندار زیرا قاعده این است که وقتی کشور آباد نمی شود به طرف ویرانی می رود.

 در آبادکردن، حفر قنات و احداث جاده و شهرسازی را در درجه اول قرار بده.

عفو و سخاوت را فراموش مکن و بدان که بعد از عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت.ولی عفو موقعی است که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشند و تو آنرا عفو کنی، ظلم کرده ای .

سید محمد ایزدیار (ببرمبارز)

 

کاش این پادشاه متفکر

و قدرتمند و عادل هرگز

از این دنیا نمی رفت.........*داریوش هخامنشی*




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 12 مهر 1388 06:53 ب.ظ



POWERED BY MIHAN BLOG.COM
پست الکترونیک
تماس با ما

نظرسنجی

نظرتان راجب وب لاگ چیه؟





نویسندگان

آرش صالح وند(13)

صفحات جانبی

چطور با آنانكه مشکل‌شخصیتی دارند رابطه برقرار کنیم؟
درد دل با دختری که نمی خواست بزرگ شود
شش راه برای جلب علاقه دیگران به خودتان
اراده خدا و اختیار انسان از دیدگاه روانشناسی
عکس عاشقانه
وطن آریایی
درمورد آرش کماندار
درموردمن

آرشیو

مهر 1388
شهریور 1388
همه آرشیوها

مطالب اخیر

وصیت كوروش بزرگ
تخت جمشید
کوروش بزرگ در قرآن
idi
فروهر
وصیت نامه داریوش هخامنشی
ایران الان گربست یه زمانی ببر بوده
متن حقوق بشر کوروش کبیر
وطن
فروهر
بزرگ مرد ایران زمین
آرش
کورش بزرگ

آمار وبلاگ

کل بازدید:
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :